تبلیغات
***تنهایی یعنی عشق***«Robin»



روی دروازه قلبم نوشتم: ورود ممنوع!!!

 

دل پریشان آمد. گفتم بخوانش. خواند و بازگشت

 

امید مضطرب آمد. گفتم بخوانش. خواند و بازگشت

 

آرزو با دلهره آمد. گفتم بخوانش. خواند و بازگشت

 

عشق خنده کنان آمد!

 

گفتم خواندیش؟؟؟ گفت: من سواد ندارم!


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم بهمنماه سال 1389 ساعت 06:27 ب.ظ توسط Robin نظرات |